» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب: کودکانه, نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 17:10
آنکس که بداند و بخواهد که بداندخود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بدانداسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداندبا کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداندلنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداندجان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که ندانددر جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
برچسب: بداندابن, نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 17:10
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 17:10


نمی دانم رویای فرهاد چقدر شیرین بود ؟!
که عشق را بر بیستون نقش بست
اما می دانم کوهکن اگر نبود
نقش عشق بر صفحه روزگار نمی ماند...
"از دلنوشته های نگار"
برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 17:10
نداشته ها و تنهایی های کوچک
با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند
نداشته ها و تنهایی های
خیلی خیلی خیلی بزرگ
فقط با خدا ...
مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم
و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد
و وقت انسانها برایمان کم ...
شکر که خدا هست
و او جبران تمام دلتنگی ها
و مرهم تمام زخمهاست ...
برچسب: نویسنده: سجاد فدایی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 17:10
نداشته ها و تنهایی های کوچک
با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند
نداشته ها و تنهایی های
خیلی خیلی خیلی بزرگ
فقط با خدا ...
مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم
و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد
و وقت انسانها برایمان کم ...
شکر که خدا هست
و او جبران تمام دلتنگی ها
و مرهم تمام زخمهاست ...
خوزیو له ی ته نیاییه بایدو دیاره م گه ش که سه م
ای کاش دراین تنهاییم به سراغم می امدی ای همه کسم
شاید که یه ی رحمی بکه ی وه حال زارم گش که سه م
شاید رحمی به این حال زارم می کردی همه کسم
ایمشو فره س درد دله م یه ی آسمان ژانم عازیز
امشب دردهای دلم فراوان است یک آسمان دردم عزیز
بیلا تمام درد خوم له سر بوارم گش که سه م
بگذار تمام دردخود را از سر ببارم همه کسم
چیو جار جاران دی کسی نیه تی
نداشته ها و تنهایی های کوچک
با چیزها و آدمهای کوچک پر میشوند
نداشته ها و تنهایی های
خیلی خیلی خیلی بزرگ
فقط با خدا ...
مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم
و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد
و وقت انسانها برایمان کم ...
شکر که خدا هست
و او جبران تمام دلتنگی ها
و مرهم تمام زخمهاست ...